{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
power grid
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی برق]
شبکه قدرت
معنی power grid, معنی حخصثق لقهی, معنی power grid, معنی اصطلاح power grid, معادل power grid, power grid چی میشه؟, power grid یعنی چی؟, power grid synonym, power grid definition,
معنی kneading trough
,
ترجمه kneading trough
به فارسی,
معنی کربوهیدراتها
,
معنی آواشناس، متخصص آواشناسی
,
ترجمه آواشناس، متخصص آواشناسی
به فارسی,
معنی بر بلند کردن، سرقت کردن، بالا رفتن، مرتفع بنظرامدن بلندی، بالابری، یک وهله بلند کردن بار، دزدی، سرقت ترقی، پیشرفت، ترفیع، اسانسور، بالارو، جر ثقیل، بالا ,
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی